النسیء
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
نس ء (۲ بار)
«نَسیء» (بر وزن کثیر) از مادّه «نَسْأ» به معنای تأخیر انداختن است (این کلمه می تواند اسم مصدر یا مصدر باشد) و به داد و ستدهایی که پرداخت پول آن به تأخیر می افتد «نِسیئَه» گفته می شود.
تأخیر انداختن. «نَسَأَ الشَّیْءَ نَسْأً: اَخَّرِهُ». «نَسَأَأَجَلَهُ» یعنی خدا اجل او را به تأخیر انداخت. راغب گوید: نسء تأخیر در وقت است گویند: نَسَئَتِ الْمُرأَةُ یعنی حیض زن به تأخیر افتاد. بیع نسیه را از آن نسیئه گویند که ثمن بتأخیر انداخته میشود.. در اقرب الموارد گفته: نسیء اسم است به معنی تأخیر. علی هذا مراد از آن در آیه معنای مصدری است یعنی تأخیر انداختن و این موافق آن است که از امام صادق «علیهالسلام» نقل شده آن را در آیه نَسْء (بروزن فلس) خواندهاند و اگر به معنی مفعول باشد یعنی تأخیر انداخته شد چنانکه در صحاح گفته مراد ماه تأخیر انداخته شدهاست. بهرحال عرب ماههای حرام را که از شریعت ابراهیم «علیهالسلام» بود محترم دانسته و در آنها از جنگ و غارت دست بر میداشتند ولی بر آنها سنگین بود که سه ماه ذوالقعده و ذوالحجة و محرم را متوالی دست از غارت بردارند لذا گاهی محرم را حلال دانسته به جای آن ماه صفر را حرام میدانستند پس از چندسال باز محرم را حرام میدانستند و این تغییر را در ماه ذوالحجة اعلام میکردند. آیه شریفه در رد این بدعت نازل گردید یعنی تأخیر ماه حرام به ماه دیگر زیاده روی در کفر است کفار در این عمل در اثر اضلال دیگران خود به گمراهی میافتند که آن را سالی حلال و سالی حرام میکنند. به قولی مباشر این عمل بعضی از بنی کنانه بودند و چون این کار به موجب حکم شرک انجام میگرفت لذا «زِیادَةٌ فِی الْکُفْرِ» تعبیر آمده است.. مِنْسَأَة به معنی عصا است علت این تسمیه آن است که با عصا چیزی را بکنار میاندازند که نوعی تأخیر است یعنی چون مرگ را بر سلیمان آوردیم، مردم را به مرگ او دلالت نکرد مگر موریانه که عصایش را میخورد. این لفظ و «نسیء» هر دو فقط یکبار در قرآن مجید آمده است.
جمله سازی با النسیء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نَسیء (به عربی: النسیء، آوانگاری: به معنی لغوی تأخیر انداختن) یک ویژگی تقویم هجری قمری بود که در قرآن نیز مرتبط با چهار ماه حرام مطرح شدهاست. در عربستان قبل از اسلام از تقویم قمری استفاده میشد که در آن هر ۲ یا ۳ سال یکبار یک ماه اضافه وجود داشت. این ماه اضافه باعث میشد که فصلها حدوداً در زمان قبلی خود بمانند. وظیفه تعیین این ماه بر عهده قبیله بنیکنانه بود. این تعریف از نسیء ابتدا توسط ابو مشعر البلخی و سپس توسط ابوریحان بیرونی و المسعودی و بعضی دانشمندان غربی استفاده شد. از این رو هر دو یا سه سال، ابتدای سال یک ماه به تأخیر میافتاد. این نوع تقویم با تقویم عبری (تقویم یهودیان) که در آن نیز هر چند سال یکبار یک ماه اضافه وجود دارد همخوانی دارد. بر اساس نظر ابومشعر، اعراب این روش را از یهودیان یادگرفته بودند. از این رو در آن زمان تقویم اعراب و تقویم یهودیان تقریباً یکسان بود.