لغت نامه دهخدا
ازنگ. [ اَ زَ ]( اِ ) آژنگ. شکنج روی و پیشانی. رجوع به آژنگ شود.
ازنگ. [ اَ زَ ]( اِ ) آژنگ. شکنج روی و پیشانی. رجوع به آژنگ شود.
شکنج روی و پیشانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دربارهٔ کشف رنگ ارغوانی، افسانهای است که میگوید سگ مادکارت خدای فینیقی با به دندان گرفتن یک صدف دریایی دهانش به رنگ ارغوان درآمد. در آن زمان برای رنگ کردن یک شنل سلطنتی کشتن هزار جانور نرمتن ضرور بود. اینک دیگر رنگ ارغوانی را برای شنل امپراتوران از صدف نمیگیرند ولی در ادکسانای مکزیک هنوز هم این نرمتنان را از صخرهها جدا میکنند و نخهای خود را همان کنار دریا با تراوشهای این صدف رنگ میزنند. زمانی پارچههایی را که با این شیوه رنگ میشد، به عنوان خراج برای حکمران ازنگ میفرستادند. نمونه دیگر تهیه رنگ قرمز جگری از حشره گیاه کاکتوس به نام قرمز دانه در جزایر قناری است. این حشره به عنوان منبع تغذیه به گیاه میچسبد و روی ان گرده افشانی سفید میکند. این حشرات را قبل از تخمگذاری از گیاه جدا میکنند و پس از خشک کردن میسایند و عصارهٔ رنگ قرمز از آن بیرون میکشند. تجارت حشره قرمز دانه تا اواسط قرن ۱۸ در دست اسپانیاییها بود، که درآمد بسیار داشت. پس از آن فرانسویها و انگلیسیها به رموز این گونه تهیهٔ رنگ قرمز پی بردند و به بازار تولید آن وارد شدند.