محشا

لغت نامه دهخدا

محشا. [ م ُ ح َش ْ شا ] ( ع ص ) صورتی از محشی. رجوع به محشی شود.
- محشا کردن؛ محشی کردن. حاشیه نوشتن بر کتابی. تحشیه. رجوع به محشی شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) رسم الخطی برای محشی.
حاشیه نویسی بر کتابی

جمله سازی با محشا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محشا خوانیش چون بیت معمور نوشته شرح او را خامه نور

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز