لغت نامه دهخدا
لفم. [ ل َ ] ( ع مص ) روی بند بستن. ( منتهی الارب ). بینی بند بستن زن. ( از تاج المصادر بیهقی ). || استوار بستن چیزی را. ( منتهی الارب ).
لفم. [ ل َ ] ( ع مص ) روی بند بستن. ( منتهی الارب ). بینی بند بستن زن. ( از تاج المصادر بیهقی ). || استوار بستن چیزی را. ( منتهی الارب ).
روی بند بستن. یا به بینی بند بستن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و الحمدالله الذى لوحبس عن عباده معرفة حمده على ما ابلاهم من مننه المتتابعة...لفتصرفوا فى مننه يحمدوه، و توسعوا فى رزقه لفم يشكروه. (565)