لاف و لامانی
مترادفها
تظاهر، خودنمایی، لاف زدن
متضادها
تواضع، فروتنی، صداقت
لغت نامه دهخدا
لاف و لامانی. [ ف ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) لاف و گزاف. لاف و لام:
سخنت را نه عبارت لطیف و نه معنی
عروس زشت حلی دون و لاف و لامانی.خاقانی.رجوع به لامانی شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- خودستا متکبر: سخنت را نه عبارت لطیف و نه معنی عروس زشت حلی دون لاف و لامانی. ( خاقانی لغ. ) ۲- مدعی باطل.
جمله سازی با لاف و لامانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 والله که مبارکم دران خدمت دانی تو که نیست لاف و لامانی
💡 سخن گواه سخن بس، نمی کنم دعوی که رسم اهل هنر نیست لاف و لامانی