لعن و طعن

مترادف‌ها

دشنام، ملامت، ناسزا

متضادها

ستایش، مدح، تمجید

لغت نامه دهخدا

لعن و طعن. [ ل َ ن ُ طَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) از اتباع. رجوع به لعن و نیز طعن شود.

جمله سازی با لعن و طعن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گفت موسی که اگر حال این است لعن و طعن تو چراش آیین است

💡 دفتر لعن و طعن او وانکنم که بی سخن نیست فزون ز نقطه آنچه از آن سروده شد

💡 سیاستمداران در دوران رقابت‌های انتخاباتی گاهی به جای ارائه برنامه‌های علمی، به لعن و طعن علیه رقبای خود روی می‌آورند که کار درستی نیست.

💡 برخورد خشونت‌آمیز و استفاده از لعن و طعن در محیط‌های کاری می‌تواند باعث از بین رفتن اعتماد میان همکاران و تخریب روحیه شود.

💡 در گذشته، در مجامع ادبی، شاعران گاهی از لعن و طعن برای انتقاد از بی‌عدالتی‌های اجتماعی و رفتارهای نادرست حاکمان استفاده می‌کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران