قلامه

لغت نامه دهخدا

( قلامة ) قلامة.[ ق ُ م َ ] ( ع اِ ) تراشه و چیده ناخن و جز آن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
- قلامه ناخن؛ آنچه از سر ناخن چیده شود و بیفتد، و این مثل است درباره خسیس و پست. ( اقرب الموارد ).
قلامة. [ ] ( اِخ ) ابن کامل، ملقب به عادل. پس از پدر به سال 635 هَ. ق. سلطان مصر شد. سپس از سلطنت برکنار شد و برادرش صالح ایوب نجم الدین به جای او نشست. ( تاریخ الخلفاء ص 307 ).

جمله سازی با قلامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حديث: 6 و قال ابو عبدالله عليه السلام من قلم اظفاره و قصشاربه فى كل جمعه ثم قال بسم الله و بالله و على ملهرسول الله صلى الله عليه و آله اعطى بكل قلامه عتق رقبه من ولداسماعيل

💡 قلم اظفارك و خذ من شاربك بسم الله و بالله و على ملهرسول الله صلى الله عليه و آله فانه من فعل ذلك كتب الله لهبكل قلامه و جزازه عتق نسمه و لم يمرض الا مرضه الذى يموت فيه.

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز