عوامی

مترادف‌ها

مردمی، عمومی، عامه

متضادها

خاص، اشرافی

لغت نامه دهخدا

عوامی. [ ] ( اِخ ) ابوبکرمحمدبن ابراهیم نحوی قاضی صدیقی عوامی. او راست کتاب الاصلاح و الافصاح در نحو. ( از الفهرست ابن الندیم ).

فرهنگ فارسی

ابوبکر محمد بن ابراهیم نحوی قاضی صدیقی عوامی اوراست کتاب الاصلاح و الافصاح در نحو

جمله سازی با عوامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ظل رحمان در ۱۱ فوریه سال ۲۰۰۹، که به عنوان دومین مقام ارشد حزب عوامی لیگ به‌شمار می‌رفت رئیس‌جمهور بنگلادش پس از ایجادالدین احمد شد.

💡 همچنین در این دوره فرصت نمایندگی ۱۸ نفر از نمایندگان حزب مردم، ۹ نفر از حزب نواز، ۵ نفر از حزب عوامی ملی و ۲۰ نفر از احزاب دیگر به پایان رسیده و بازنشسته می‌شوند. حزب تحریک انصاف هیچ نماینده‌ای را از دست نخواهد داد و فقط ممکن است نمایندگان جدیدتری به دست آورد.

💡 خالده ضیا ریاست حزب محافظه‌کار ناسیونالیست بنگلادش را به عهده داشت که حزب راستگرای میانه تلقی می‌شود و در مقابل، رقیب سرسخت او حسینه واجد، رهبری حزب چپگرای میانه‌رو عوامی‌لیگ را به عهده داشت که دیدگاه‌های لیبرالیستی و سکولار دارد.

💡 بر اساس جزئیات آرشیو میتروخین، اتحاد جماهیر شوروی به‌طور مخفیانه از اتحادیه عوامی در بنگلادش حمایت می‌کرد.

💡 حاجی سید حسین هزاره، یک سیاستمدار پاکستانی، متعلق به مردم هزاره، که در حکومت ضیاءالحق عضو عضو حزب ملی عوامی پاکستان بود.

💡 این موضوعی است که مورد توجه و بحث‌های بسیار گسترده در میان طبقات عوامی و توده‌های مردم قرار گرفته و باعث ایجاد هیجان زیادی شده است.

💡 او با استفاده از زبان ساده و قابل فهم، توانست پیام‌های پیچیده علمی خود را به شکلی که برای افراد عوامی ملموس باشد، منتقل کند.

💡 فرهنگ‌های عوامی و سنت‌های محلی ریشه‌های عمیقی در تاریخ یک ملت دارند و نشان‌دهنده هویت و زندگی روزمره‌ی مردم در طول قرن‌ها هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران