عمت

لغت نامه دهخدا

عمت. [ ع َ ] ( ع مص ) بافنده ساختن پشم و صوف را جهت رشتن. ( منتهی الارب ). گروهه کردن پشم از بهر رشتن. ( تاج المصادر ). پشم را گلوله وار پیچیدن تا جهت رشتن آن را به دست گیرند. ( از اقرب الموارد ). || چیره شدن بر کسی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || بازداشتن و بی باکانه زدن کسی را به چوب دستی. ( منتهی الارب ). بازداشتن کسی را از هدف خود، و یا کسی را با چوبدست زدن بی توجه به آنکه زده میشود. ( از اقرب الموارد ).
عمت. [ ع ُ م ُ ] ( ع اِ ) ج ِ عَمیتة. رجوع به عمیتة شود.
عمت. [ ع َم ْ م َ ] ( ع اِ ) عمة. عمه:...والده امیر مسعود و عمتش حره ختلی نیز نبشته بودند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 17 ). عمت حره ختلی رضی اﷲ عنها بر عادت سال گذشته... بسیار خوردنی با تکلف ساخته بود. ( تاریخ بیهقی ص 256 ). رجوع به عمه شود.
عمة. [ ع َم ْ م َ ] ( ع اِ ) مؤنث عَم. خواهر پدر. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ج، عَمّات. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به عَمّت و عَمّه شود.
عمة. [ ع ِم ْ م َ ] ( ع اِ ) بستن عمامه. طرز بستن عمامه. ( از اقرب الموارد ): هو حسن العمة؛ در بستن عمامه خوب است. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) خواهر پدر.
جمع عمیته

جمله سازی با عمت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در تـفسير اين آيه احتمالات ديگرى نيز داده شده از جمله اينكه گاه انسان از ديدن دردمندانديـگـر دردش تـخفيف پيدا مى كند، چرا كه معروف است البلية اذا عمت طابت: (هنگامى كهبـلا عـمومى شد گوارا مى شود!) اما به اينها گفته مى شود در آنجا چنين تسلى خاطرىنيست چنان غرق عذابيد كه عذاب شيطان هم بند شما مايه تسلى شما نخواهد شد.

💡 چو عمت زیادبن صخر است بی شک تو هستی ز انصار آل امیه

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز