لغت نامه دهخدا
علی عیان. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ابن بیان فارسی. مشهور به عیان. او راست: مملکةالمنتصف و مهلکةالمعتسف که آن را در سال 999هَ. ق. تألیف کرده است. ( از کشف الظنون ص 1822 ).
علی عیان. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ابن بیان فارسی. مشهور به عیان. او راست: مملکةالمنتصف و مهلکةالمعتسف که آن را در سال 999هَ. ق. تألیف کرده است. ( از کشف الظنون ص 1822 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خود بنور علی عیان گردد تا نماید بهر کسی دیدار
💡 آشفته آفتاب را سجده مکن که گویدم عکس علی عیان شود زآینهی جمال من