شپیر
لغت نامه دهخدا
شپیر. [ ش َپ ْ پی ] ( سریانی، اِ )صورتی از شبیر است که به لغت سریانی معنی مصغر خوب و نیک یا خوبک و نیکک دارد و به عربی حسین خوانند. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به شبر و شبیر شود.
شپیر. [ ش َ ] ( اِخ ) نام کوهی است به غایت بزرگ و بلند.( برهان ) ( انجمن آرا ) ( از ناظم الاطباء ):
چو در سواد ثناهای تو گذارم کلک
ز جا به رقص برآید ز استماع سریر
یکی سفیه ز علمش هزار بحر محیط
یکی دقیقه ز حلمش هزار کوه شپیر.رضی الدین نیشابوری.
جمله سازی با شپیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان شپیران قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۷۵۸نفر (۱۰۴ خانوار)
💡 این روستا در دهستان شپیران قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۹۸نفر (۲۰ خانوار)
💡 این روستا در دهستان شپیران قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۲۲۲نفر (۳۲ خانوار)
💡 روستای استوره در دهستان شپیران قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۵۸۳نفر (۱۰۴خانوار)
💡 ولی عاقبت کشته شد در شپیر به شمشیر ایرانیان دلیر
💡 این روستا در دهستان شپیران قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۶۰۹نفر (۱۰۹ خانوار)