واژه «شالخ» در منابع تاریخی و لغوی به عنوان نام یک شخصیت در سلسله نسب پیامبران و بزرگان پیش از تاریخ اسلام ذکر شده است و جایگاه او در شجرهنامههای قدیم اهمیت ویژهای دارد. بر اساس این منابع، شالخ پسر قینان بن ارفخشد بن سام بن نوح معرفی شده است و در ادامه نسل او به شخصیتهای مهمی در تاریخ دینی و روایی میرسد. در برخی روایات تاریخی، عابر یا همان هود پیامبر به عنوان فرزند او شناخته شده و این موضوع نشاندهنده جایگاه مهم او در سلسله نسب انبیاء است. همچنین در برخی منابع دیگر آمده است که شالخ از اجداد حضرت ابراهیم (ع) محسوب میشود و از این جهت در تاریخ ادیان ابراهیمی اهمیت دارد. این نام در متون قدیم مانند برهان قاطع، آنندراج و دیگر کتابهای تاریخی و لغوی به عنوان بخشی از شجرهنامه پیامبران ذکر شده است. در روایتهای مختلف، تفاوتهایی در جزئیات نسب او دیده میشود، اما اصل وجود او در زنجیره نسبی انبیاء مورد تأکید قرار گرفته است. منابعی مانند تاریخ سیستان و متون ترجمهشده از کتاب مقدس نیز به این شخصیت اشاره کردهاند و جایگاه او را در تاریخ اولیه بشر توضیح دادهاند. شالخ در این متون نه به عنوان یک شخصیت عادی، بلکه به عنوان حلقهای مهم در انتقال نسل پیامبران معرفی شده است. اهمیت او بیشتر از جنبه تاریخی و نسبشناسی است تا جنبه روایی یا داستانی مستقل. در مجموع، این کلمه نام یکی از اجداد مهم در سلسله نسب پیامبران است که به عنوان پدر یا جد برخی پیامبران بزرگ در منابع تاریخی و دینی ذکر شده است.
شالخ
لغت نامه دهخدا
شالخ. [ ل ِ ] ( اِخ ) پسر قینان بن ارفخشدبن سام بن نوح است و عابر پسر اوست. ( برهان قاطع ). نام پسر قینان بن ارفخشدبن سام بن نوح ( ع ) است و هود نبی ( ع ) پسر او بود. ( آنندراج ) ( تاریخ سیستان ص 42 ). نام پسر ارفخشد و جد ابراهیم. ( ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرا ) ( منتهی الارب ). شَلَح «سام بعد از تولید نمودنش ارفکشد... را پانصد سال زندگی نموده و ارفکشد شلح را تولید نمود». ( ترجمه کتاب مقدس ) ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). و رجوع به تاریخ گزیده ص 30،130، و تاریخ سیستان ص 12 و تاریخ کرد ص 113 شود.
فرهنگ فارسی
پسر قینان بن ارفخش بن سام بن نوح است و عابر پسر اوست نام پسر قینان بن ارفخشد ابن سام بن نوح است و هود نبی پسر او بود.
جمله سازی با شالخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گويند ارفخشد براى نگهبانى ميراث پيمبران و دعوت مردم به پاكى، فضيلت و تبليغ آيين الهى پدران خويش، رنج فراوانى بد و آزار بسيارى ديد تا اينكـه در سـن 460 سـالگـى از دنـيـا بـرفـت و فـرزنـدش شـالخ را وصـى خـودگـردانـيـد. اينان گويند كه شالخ پدر حضرت هود است كه خداوند نامش را در قرآن ذكرفرموده و يكى از سوره هاى قرآنى هم به نام پيغمبر بزرگ ناميده شده است.
💡 ب: فتوا به اشتقاق آدم از اديم ارض نظير فتوا به اشتقاق يعقوب از عقب وادريس از درس و ابليس از ابلاس، مبنى بر عربى بودن آن است، ولى اگر عجمىباشد، چنان كه زمخشرى بر آن است همانند: آزر و عازر و عابر و شالخ و فالغ، خواهدبود. (480) قرطبى انشقاق آن را از اديم الارض صحيح مى داند و از سخنسعيد بن جبير كمك مى گيرد كه مى گويد: سر نامگذارى آدم آن است كه وى از اديمالارض آفريده شده است. (481)