سیم دندان

لغت نامه دهخدا

سیم دندان. [ دَ ] ( ص مرکب ) دندان سفید. ( انجمن آرا ). دارای دندان سپید. که دندان او چون سیم سپید بود:
سزدکه بگسلم از یار سیم دندان، طَمْع
سزد که او نکند طَمْعِ پیر دندان کرو.کسایی.- سیم دندان شدن؛ شاد و خندان شدن:
همه دختران شاد و خندان شدند
گشاده رخ و سیم دندان شدند.فردوسی.که با تو چه گفت آنکه خندان شوی
گشاده لب و سیم دندان شوی.فردوسی.هر آنگه که بر بزم خندان شود
گشاده لب و سیم دندان شود.فردوسی.

فرهنگ فارسی

دندان سفید. دارای دندان سپید

جمله سازی با سیم دندان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن سنگ‌دلی و سیم دندان که بدی ز آن خوشتری ای شوخ زبان دان که بدی

💡 که با تو چه گفت آن که خندان شدی گشاده لب و سیم دندان شدی

💡 همه دختران شاد و خندان شدند گشاده‌رخ و سیم دندان شدند

💡 همه دختران شاد و خندان شدند ز شادی همه سیم دندان شدند

💡 هر آن گه که در بزم خندان شود گشاده لب و سیم دندان شود

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز