لغت نامه دهخدا
زودگذار. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) زودگذر. که زود گذرد: عَجْلی ̍؛ کمان تیز زودگذار. ( از منتهی الارب، یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || زوددرگذرنده. زودعفو:
در خطا دیرگیر و زودگذار
در عطا سخت مهر و سست مهار.سنائی.
زودگذار. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) زودگذر. که زود گذرد: عَجْلی ̍؛ کمان تیز زودگذار. ( از منتهی الارب، یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || زوددرگذرنده. زودعفو:
در خطا دیرگیر و زودگذار
در عطا سخت مهر و سست مهار.سنائی.
زود گذر کمان تیز زود گذار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در خطا دیر گیر و زود گذار در عطا سخت مهر و سست مهار
💡 چند غم جهان خورم، چون نیم اهل این جهان باده بیار تا کنم، زود گذار ای پسر
💡 زان کنی همچو صبا زود گذار نکنی لب تر ازان کشتی وار