لغت نامه دهخدا
دورنگاه. [ ن ِ ] ( ص مرکب ) دوربین. ( ناظم الاطباء ). آنکه به دور نگاه کند و بیند: شیان؛ مرد دوربین و دورنگاه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دوربین شود.
دورنگاه. [ ن ِ ] ( ص مرکب ) دوربین. ( ناظم الاطباء ). آنکه به دور نگاه کند و بیند: شیان؛ مرد دوربین و دورنگاه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دوربین شود.
دور بین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمونسن در خانوادهای کشتیدار و ناخدا در بورگه نروژ زادهشد. پدرش ینس آمونسن بود و او فرزند چهارم خانواده بود. مادرش کوشید تا او را از پیشهٔ خانوادگیش -دریانوردی- دور نگاهدارد و او تا زمان مرگ مادرش یعنی تا ۲۱ سالگی از پرداختن به این کار پرهیز کرد. در این زمان دانشگاه پزشکی را رهاکرد و به دریانوردی پرداخت.
💡 من و از دور نگاهی به تو، آن بختم کو که نشینی به من بیسر و سامان نزدیک
💡 آن دل که به تقوا و ورع شیخ حرم بود در دور نگاه تو، صنم خانه نشین است
💡 هنگامی که در سال ۱۹۳۴حزب ملی هرتزوگ با حزب آفریقای جنوبی جان اسموتز با هم ادغام شدند، مالان دولت را ترک کرد و حزب ملی تصفیه شده را تأسیس کرد که به حزب رسمی اپوزیسیون تبدیل شد. این حزب در سپتامبر سال ۱۹۳۹ برای دور نگاه داشتن آفریقای جنوبی از جنگ جهانی دوم رای داد ولی شکست خورد. هرتزوگ که طرفدار بیطرفی در جنگ بود با مالان متحد شد، و آنها در اواخر سال ۱۹۳۹ حزب ملی دوباره متحد شده را تشکیل دادند.
💡 (معلم بايد از هر عواملى كه او را در تشويق شاگردان به علم و دانش، مدد مى كند، استفادهنمايد) و در ضمن؛ آنها را تدريجا ترغيب نمايد تا نسبت بهمسائل دنيوى به قدر امكانات و به اندازه كفايت و ضرورت، قناعت و بسنده كنند تا از اينطريق بتواند آنها را از انگيزه دنياگرائى - كه موجبدل مشغولى و پريشانى خاطر و پراكندگى اهتمام علمى آنها مى گردد - دور نگاه دارد.