دانه جو

لغت نامه دهخدا

دانه جو. [ ن َ / ن ِ ]( نف مرکب ) که دانه جوید. دانه جوی. پژوهنده دانه.

فرهنگ فارسی

که دانه جوید

جمله سازی با دانه جو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برخی از برکه‌های مرغابی، به‌طور عمدی برای ورزش شکار پرندگان آبزی ساخته شده‌اند. این حوضچه‌های پرواز توسط شکارچیان و پرندگان وحشی ساخته می‌شوند تا مرغابی‌های مانند مرغابی سرسبز، خوتکاها، کله بوفله و اردک سرپف و گیلارها در هنگام سحر و غروب جذب کنند. برکه‌ها دارای لبه‌های کم‌عمقی هستند تا به اردک‌ها اجازه دهد به غذا در کف آن برسند. اغلب دانه جو برای جذب یا نگهداری پرندگان استفاده می‌شود.

💡 دانه جو نسبت به گندم برای جوانه زدن به رطوبت کمتری نیاز دارد. در مواردی که پس از جوانه زدن دانه، گیاه به علت کمبود رطوبت خشک شود، با فراهم شدن شرایط مساعد رطوبتی، گیاه رشد مجدد خود را با شدت بیشتری آغاز می‌نماید.

💡 زنی بچه می‌خواهد و از یک جادوگر پیر کمک می‌خواهد. او یک دانه جو جادویی از او دریافت می‌کند که آن را در یک گلدان می‌کارد. گلی از آن می‌روید که در شکوفه آن دختر کوچکی است که بلندتر از یک انگشت شست نیست و به همین دلیل به آن

💡 نیست خرمن را وجود برگ کاهی پیش حرص قانع از هر دانه جو، ناز خرمن می کشد

💡 این نوع سرکه را با مالت کردن جو درست می‌کنند. در فرایند مالت کردن، نشاسته موجود در دانه جو به قند تبدیل می‌شود. سپس از این قند، آب جو پدید می‌آید که با گذشت زمان این ماده تبدیل به سرکه می‌شود. روشی دیگر، استفاده از محلول ۴–۸ درصدی اسید استیک است که با استفاده از کارامل، آن را رنگی کرده‌اند.

ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز