لغت نامه دهخدا
خویسه. [ خ َ س َ / س ِ ] ( اِ ) منازعه. مناقشه. مباحثه. ( از آنندراج ) ( از انجمن آرای ناصری ) ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ): ابوعبداله خفیف را با موسی بن عمران جیرفتی خویسه افتاد. ( از نفحات الانس جامی از انجمن آرای ناصری ).
خویسه. [ خ َ س َ / س ِ ] ( اِ ) منازعه. مناقشه. مباحثه. ( از آنندراج ) ( از انجمن آرای ناصری ) ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ): ابوعبداله خفیف را با موسی بن عمران جیرفتی خویسه افتاد. ( از نفحات الانس جامی از انجمن آرای ناصری ).
خویسه (رامهرمز). خویسه، روستایی در دهستان حومه غربی بخش مرکزی شهرستان رامهرمز در استان خوزستان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۷۲ نفر ( ۱۶ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خویسه (کارون)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کارون در استان خوزستان ایران می باشد.