خاطر شاد

لغت نامه دهخدا

خاطرشاد. [ طِ ] ( ص مرکب ) خوشحال. بی غم. دلخوش.

فرهنگ فارسی

خوشحال بی غم

جمله سازی با خاطر شاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به چندین محنت و غم باز دارد خاطر شادی که نقش مهر تو بر صفحه جان و جنان دارد

💡 مده گو غم از دست، بیداد را کجا می‌برم خاطر شاد را

💡 چون صید اگر به دام صیاد افتم زان به، که به چنگ خاطر شاد افتم

💡 گرچه غم ها بود از دوری وصلش بدلم هر دم از یاد رخش خاطر شادی دارم

💡 که رکن الدوله را با خاطر شاد شهنشاه جهان آن جا فرستاد

💡 در این دیار دلم شهر بند دلداریست که جان به طلعت او خرمست و خاطر شاد

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز