لغت نامه دهخدا
حفره کردن. [ ح ُ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حفره زدن:
مکر آن باشد که زندان حفره کرد
آنکه حفره بست آن مکری است سرد.مولوی.این جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وارهان.مولوی.
حفره کردن. [ ح ُ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حفره زدن:
مکر آن باشد که زندان حفره کرد
آنکه حفره بست آن مکری است سرد.مولوی.این جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وارهان.مولوی.
حفره زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مراقبت: آکواریوم باید سرعت جریان آرام و اکسیژن کافی باشد. بستری از ماسه نرم برای امکان حفره کردن و مقدار زیادی سنگ ریزهها گرد و صاف و پناهگاهایی از جمله باتلاق و تخته سنگ. پناهگاهای زیاد مثل باتلاقها و تخته سنگ، وجود داشته باشد. نور روشن به منظور شبیه سازی با نهرهای کم عمقی که این گونه در آنها یافت میشود مطلوب است.