لغت نامه دهخدا
جنگندگی. [ ج َ گ َ دَ / دِ ] ( حامص ) حاصل مصدر است از جنگنده. عمل و شغل جنگنده.
جنگندگی. [ ج َ گ َ دَ / دِ ] ( حامص ) حاصل مصدر است از جنگنده. عمل و شغل جنگنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۳۰ ژوئیه، سیگار گفت که «اثرات مخرب فساد درون اردوی ملی، عدم دقت در خصوص قوت واقعی نیروهای افغان، نبود آمادگی رزمی، عزم به جنگندگی، ناپایایی به دلیل اتکا بر تجهیزات پیشرفته، نبود تمرکز بر قابلیتهای در سطح وزیری، نبود اطلاعات حیاتی، نظیر ارزیابیها از کنترل بخشها که میتواند به اندازهگیری عملکرد اردوی ملی در این سالها کمک کند، وجود دارد.»
💡 این باشگاه در مرداد ۱۳۹۳ گاندو یا تمساح پوزهکوتاه که نسلاش در ایران در خطر انقراض قرار گرفته را به عنوان نماد خود برگزید. هدف از انتخاب این نماد کمک به حفظ محیط زیست و اطلاعرسانی دربارهٔ این جانور در معرض خطر اعلام شد. باشگاه ذوبآهن گاندو را نماد سختکوشی، جنگندگی و مقاومت قرار داده است.
💡 حسین اوجاقی سابقه فعالیت در تیم ملی فوتبال ایران در زمان سرمربیگری کارلوس کیروش به عنوان مربی بدنساز تیم را در کارنامه خود دارد.کارلوس کیروش دلیل حضور حسین اوجاقی در اردوی تیم ملی فوتبال را تقویت برای روحیه جنگندگی بازیکنان قلمداد کرد.
💡 جایزه جنگندگی در هر مرحله به رکابزنی که بیش از بقیه تحرک داشته باشد و در فرارها شرکت کند، داده میشود. شمارهٔ سفید در زمینهٔ قرمز به جای شمارهٔ سیاه در زمینهٔ سفید معرف جنگندهترین رکابزن است. همچنین جایزهای به تهاجمیترین رکابزن تور داده میشود.
💡 جایزه جنگندگی جایزهای است که در تور دو فرانس به رکابزنان اعطا میشود. این جایزه برای رکابزنانی است که همواره در حملات حضور دارند و از گروه اصلی فرار میکنند. از سال ۱۹۸۱ تاکنون برندهٔ این جایزه نتوانستهاست در همان دوره، برندهٔ ردهبندی اصلی شود.