جلام

لغت نامه دهخدا

جلام. [ ج ِ ] ( ع اِ ) ج ِ جَلَم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به جلم شود.
جلام. [ ج ُل ْ لا ] ( ع اِ ) تکه های سترده موی. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با جلام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جلام بن جندل مى گويد: در زمان خلافت عثمان، از طرف معاويه حاكم ايالت ((قنسر)) و((عواصم )) بودم، روزى به شام نزد معاويه آمدم، ديدم كنار در خانه معاويه شخصىفرياد مى زند: اين قطارها (ثروتهائى كه از راه نامشروع انباشته شده ) براى شماآتش مى آورند، خداوندا امر كنندگان به معروف را كه ترك كننده معروف هستند، لعنت نما ونهى كنندگان از منكر را كه انجام دهنده آن هستند لعنت كن !

💡 و در حديثى طولانى در مورد خلقت و آفرينش قلم از نور محمد(ص ) خداىمتعال فرموده: به عزت و جلام، هر كس از امت محمد بسم الله الرحمن الرحيم بگويد: دركتاب حسناتش عبادت هفتصد سال را براى او مى نويسم.

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز