لغت نامه دهخدا
جشنس. [ ج ِ / ج َ ن َ ] ( ع اِ ) معرب گشنسب است. رجوع به گشنسب در همین لغت نامه شود.
جشنس. [ ج ِ ن ِ ] ( اِخ ) نام جد ابوبکر محمدبن احمد اصفهانی محدث. ( تاج العروس ).
جشنس. [ ج ِ / ج َ ن َ ] ( ع اِ ) معرب گشنسب است. رجوع به گشنسب در همین لغت نامه شود.
جشنس. [ ج ِ ن ِ ] ( اِخ ) نام جد ابوبکر محمدبن احمد اصفهانی محدث. ( تاج العروس ).
نام جد ابوبکر محمد بن احمد اصفهانی محدث.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طبری نوشتهاست که وی ساکن میسان بود و پدر پیروز، مهران جشنس نام داشت و مادر وی دختر یزداندار، پسر خسرو پرویز بودهاست.