جرام

لغت نامه دهخدا

جرام. [ ج ُ ] ( ع اِ ) خرمای خشک. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). جَرام. جَریم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || خسته خرما. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). هسته. ( از اقرب الموارد ). جُرام. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). جَریم. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
جرام. [ ج ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ جریم، به معنی بزرگ تن کلانسال. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( شرح قاموس ). || ( مص ) درودن بار خرما را. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از شرح قاموس ). انداختن نخل.( از اقرب الموارد ). صرام النخل. ( شرح قاموس ). جَرام. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) وقت درو خرما و انگور. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). وقت خرما بریدن. ( ناظم الاطباء ) ( مهذب الاسماء ). جَرام. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
جرام. [ ج َ ] ( ع اِ ) جُرام است در تمام معانی.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به جُرام شود.
جرام. [ ج ُرْ را ] ( ع ص، اِ ) ج ِ جارم، به معنی درونده و فراهم آورنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || ماهی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

جمع جارم بمعنی درونده و فراهم آورنده یا ماهی.

جمله سازی با جرام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وین مهد لاجوردی افلاک را خرد آرایش از جواهر جرام داده است

💡 إسمَع کَلامی نومی جرامی عند الکرامٖ لا تظلمونا

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز