جبارلو

لغت نامه دهخدا

جبارلو. [ ج َب ْ با ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چالدران بخش سیه چشمه شهرستان ماکو. در بیست و پنجهزارگزی شمال خاوری شوسه سیه چشمه کلیسا کندی واقع شده و محلی کوهستانی و سردسیر و سالم است. و 90 تن سکنه دارد. آب آن از نهر آغ بلاغ تأمین میشود و محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم و جوراب بافی است. و راه ارابه رو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جبارلو. [ ج َب ْ با ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ارشق بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر. در پنجاه و یکهزارگزی شمال مشکین شهرو نه هزارگزی شوسه مشکین شهر واقع شده و محلی کوهستانی و معتدل است. پانزده تن سکنه دارد آب آنجا از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن 0مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی در شهرستان ماکو و مشکین شهر

جمله سازی با جبارلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه داش بلاغ مربوط به دوره اشکانیان است و در شهرستان مشگین‌شهر، بخش ارشق، دهستان ارشق مرکزی، روستای جبارلو واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۸۴۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 جبارلو روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان مشگین‌شهر، بخش ارشق، دهستان ارشق مرکزی قرار دارد.

💡 جبارلو (چالدران)، روستایی از توابع بخش دشتک شهرستان چالدران در استان آذربایجان غربی ایران است.