جایگزینی مفصل
فرهنگستان زبان و ادب
{joint replacement} [مهندسی پزشکی] قرار دادن برسازه در محل مفصل ازطریق جراحی
ویکی واژه
قرار دادن برسازه در محل مفصل ازطریق جراحی.
جمله سازی با جایگزینی مفصل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نقطهٔ ابهام این جمله پیشرفتهای مداوم نگرشی در چگونگی اثر متقابل زیست مادهها با بدن انسان رو منعکس میکند و در نهایت اینکه این تقابلها چگونه موفقیت بالینی تجهیزات پزشکی را معلوم میکنند مثل دستگاه تنظیمکنندهٔ ضربان قلب و دستگاه جایگزینی مفصل ران.
💡 پس از بررسی دقیق وضعیت بیمار، پزشک تصمیم گرفت که یک جایگزینی مفصل برای زانو با استفاده از تکنولوژیهای جدید انجام دهد.
💡 در فرآیند بازسازی سیستمهای قدیمی، جایگزینی مفصل قطعات فرسوده با مدلهای مدرن و کارآمد، ضروریترین گام برای افزایش بهرهوری است.
💡 تیم مهندسی برای جلوگیری از خرابیهای احتمالی، برنامهای برای جایگزینی مفصل تجهیزات اصلی کارخانه در تعطیلات سال نو تدوین کرد.