لغت نامه دهخدا
تیر پرتابی. [ رِ پ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) منسوب به تیر پرتاب:
به بال و پر مرو از ره که تیر پرتابی
هواگرفت زمانی ولی به خاک نشست.حافظ ( از آنندراج ).کبوتر فلک از بیم تیر پرتابی
چو سایه آمد و بر خاک رهگذر افتاد.طالب آملی ( ایضاً ).رجوع به ماده قبل شود.