توبه شکسته

لغت نامه دهخدا

توبه شکسته. [ ت َ /تُو ب َ / ب ِ ش ِ ک َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) بازگشته به گناه. سر باززده از توبه و عهد و میثاق. کسی که توبه خود را با گناه تازه باطل کرده باشد:
عاشقی توبه شکسته همچو من
از طواف خمستان آمد برون.خاقانی.رجوع به توبه شکستن و توبه و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

بازگشته به گناه. کسی که توبه خود را به گناه تازه باطل کرده باشد.

جمله سازی با توبه شکسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا لعل تو باده داده یاران را بس توبه شکسته توبه کاران را

💡 تا آفتاب رایت گل آشکار شد از توبه شکسته جهان لاله زار شد

💡 هزار توبه شکسته ست زلف پر شکنش کجا به چشم در آید شکست حال منش؟

💡 از توبه شکسته زمین گیر خجلتم این شیشه شکسته به راه کسی مباد

💡 در میکده گر غرق میم توبه شکسته ای شخ ز ما در گذران عالم آب است

💡 عاشقی توبه شکسته همچو من از طواف خمستان آمد برون

بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز