لغت نامه دهخدا
توئیم. [ ت َ ] ( ع مص ) ( از «ؤم » ) کلان سر زشت صورت گردانیدن، یقال: وأمه اﷲ؛ ای شوهه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
توئیم. [ ت َ ] ( ع مص ) ( از «ؤم » ) کلان سر زشت صورت گردانیدن، یقال: وأمه اﷲ؛ ای شوهه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تمام، گمشدگان ره توئیم و کنیم به هر طریق که باشیم، جستجوی تو را
💡 بنده را راهی نباشد جز بدرگاه خدا زآنکه ما بنده توئیم و تو خدائی، آمدیم
💡 من و توئیم یکی در مقام وحدت عشق بصورت ارچه منم دیگر و تو هم دگری
💡 روز ما خوش که چو تو شمع شبستان داریم همه پروانه آن پرتو رخسار توئیم
💡 آنچه بر ما رسد از عشق ملک را نرسد هست معلوم که ما قابل اسرار توئیم
💡 ما همه دیوانهٔ توئیم، که مجنون روز جزا پرسش و حساب ندارد