تنگز
لغت نامه دهخدا
تنگز. [ ت َ گ ِ ] ( اِ ) نام درختی است که خارهای بسیار تیز دارد و گل آن مانند گل کاسنی باشد و آتش هیزمش بغایت تند و تیز بود. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ رشیدی ). بمعنی تنگس است. ( فرهنگ جهانگیری ) ( از فرهنگ رشیدی ). رجوع به تنگس شود.
فرهنگ فارسی
نام درختی است که خارهای بسیار تیز دارد و گل کاسنی باشد و آتش هیزمش بغایت تند و تیز بود.
جمله سازی با تنگز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این روستا در دهستان شوراب تنگزی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۱۰ نفر (۱۶۳خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان شوراب تنگزی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷۷ نفر (۳۰خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان شوراب تنگزی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۰ جمعیت آن ۱۸۵ نفر (۴۵) خانوار بوده است.
💡 این روستا در دهستان شوراب تنگزی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۱، جمعیت آن۶۰۰ نفر (۱۲۰خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان شوراب تنگزی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۳ نفر (۱۱خانوار) بودهاست.