تنگ و تاریک
مترادفها
ظلمانی
متضادها
روشن و وسیع
لغت نامه دهخدا
تنگ و تاریک. [ ت َ گ ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) تنگ و تار. بی وسعت و بی روشنایی. نقیض فراخ و روشن. تاریک و محقر:
دور شو، دور شو ز نزدیکش
روشنی شو ز تنگ و تاریکش.سنایی.رجوع به ماده قبل و تنگ و همچنین تاریک و دیگر ترکیبهای این دو کلمه شود.
جمله سازی با تنگ و تاریک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صواب آنست کاندر دور و نزدیک طلب داریم چاهی تنگ و تاریک
💡 همی بینید کامد شب به نزدیک جهان گردد هم اکنون تنگ و تاریک
💡 چنان جائی که باشد تنگ و تاریک در او اندیشهها میکن تو باریک
💡 تو لایق نکته های باریک نئی جز درخور طبع تنگ و تاریک نئی
💡 ای مرغ روح در قفس تنگ و تاریکی پرواز کرده باید از این آشیانه رفت