تخت زنگی

لغت نامه دهخدا

تخت زنگی. [ ت َزَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بیلوار در بخش کامیاران شهرستان سنندج است که در هیجده هزارگزی شمال باختری کامیاران و سه هزارگزی لونه کون قرار دارد. کوهستانی و سردسیر است و 300 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان بیلوار در بخش کامیاران شهرستان سنندج است که در هیجده هزار گزی شمال باختری کامیاران و سه هزار گزی لونه کون قرار دارد. کوهستانی و سردسیر است و ۳٠٠ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد.

جمله سازی با تخت زنگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در اخبار شاهان پیشینه هست که چون تکله بر تخت زنگی نشست

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز