تاول زدن
مترادفها
تاول برداشتن، تاول ایجاد کردن
لغت نامه دهخدا
تاول زدن. [ وَ / وِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) تاول کردن. آبله برآوردن. تَنَفﱡظ. رجوع به تاوِل و تاول کردن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ایجاد تاول شدن.
جمله سازی با تاول زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رسیده آن معتدل مایل به گرم است. بهترین نوع آن سبز رسیده و پرورده آن است. اگر همراه غذا خورده شود_نه پیش یا پس از غذا_مقوی معده و اشتهاآور است. مصلحش مغز گردو و بادام و سرکه و روغن هاست (زیتون پرورده). در سوختگیهای سطحی، مالیدن روغن آن بر روی سوختگی، مانع تاول زدن میشود.
💡 در ایبی اتصالی، یک نارسایی (نقص) در ژنهای به ارث برده شده از هر دو والدین وجود دارد (نهفته غیر جنسی) که به صورت طبیعی شکلگیری الیاف تکیه گاه (الیاف رشته مانند) یا همی دسموزومها [هم- ای- دس- مو- زوم] (ساختارهای پیچیدهای که از پروتئینهای بسیاری درست شدهاند) را توسعه میدهند. این ساختارها، اپیدرم (پوست بیرونی) را به غشاء پایهٔ زیرساختی (نهفته) محکم میکنند. نارسایی منجر به جداسازی بافت و تاول زدن در بخش بالایی غشاء پایه میشود.