لغت نامه دهخدا
بی فایدگی. [ ی ِ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت بی فایده. بی فائدگی. بی مصرفی.
بی فایدگی. [ ی ِ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت بی فایده. بی فائدگی. بی مصرفی.
حالت بیفایده بی فائدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 والاس در مباحث دیگر اجتماعی و سیاسی از جمله حمایت از حق رأی زنان، و بارها و بارها در مورد خطرات و بی فایدگی و بلا استفاده بودن نظامی گری نوشت.