بی روش

لغت نامه دهخدا

بیروش. [ رَ وِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + روش ) بیراه. بی قاعده. بیرَوِشْن.

فرهنگ فارسی

بیراه. بی قاعده. بی روشن.

جمله سازی با بی روش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه روئی که از وی گزیند کنار نه رائی که بی روش گیرد قرار

💡 چشم آن دارم از فراست تو که مرا بی روش نپنداری

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز