براه رفتن

لغت نامه دهخدا

براه رفتن. [ ب ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) ( از:ب + راه + رفتن ) براه افتادن. راه سپردن. براه افتادن با کسی. همراهی او کردن. با او رفتن:
کمر بست و بنهاد سر سوی شاه
بزرگان برفتند با او براه.فردوسی.- براه باباکوهی رفتن؛ کنایه از لواطت و اغلام کردن. ( آنندراج ). از راه پس رفتن.

فرهنگ فارسی

براه افتادن راه سپردن.

جمله سازی با براه رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر توانم بودی براه رفتن در بسر بیامدمی همچو ناله بر اثرت

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز