لغت نامه دهخدا
باون. [ وَ ] ( اِخ ) پاون. نام نهری در باج پران. و رجوع به تحقیق ماللهند بیرونی ص 131 سطر1 و 14 شود.
باون. [ وَ ] ( اِخ ) پاون. نام نهری در باج پران. و رجوع به تحقیق ماللهند بیرونی ص 131 سطر1 و 14 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آن فرصت که باون ساخت آن کار بگشتم گرد عالم بست و یک بار
💡 شنیدستی که بر شکل برهمن فریبی راجه بل چون داد باون