بالا نمودن

لغت نامه دهخدا

بالانمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) برپای خاستن. ایستادن. قیام کردن. بر پای ایستادن. || نمودن بالا. نشان دادن قامت. ظاهرکردن و نمایاندن شخص خود:
گیرداجلش [ اجلت ] دست که بالا بنمای.( ؟ ).

فرهنگ معین

(نِ دَ ) (مص ل. ) نشان دادنِ قد و قامت خود.

فرهنگ فارسی

برپای خاستن

ویکی واژه

نشان دادنِ قد و قامت خود.

جمله سازی با بالا نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهر جدید مزار شریف درست در اطراف آرامگاه حضرت علی ساخته شده است. این آرامگاه یکی از باشکوه‌ترین بناهای تاریخی افغانستان است. بیرون از مزار شریف شهر باستانی بلخ قرار دارد که مرکز مهم ورزش سنتی بزکشی است. سالانه تعداد قابل توجهی از مردم برای تجلیل نوروز به شمال افغانستان در مسجد کبود گرد هم می‌آیند و با بالا نمودن جهنده سخی آن را به‌طور باشکوهی جشن می‌گیرند و پس از چهل روز جهنده را دوباره پایین می‌نمایند.

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز