لغت نامه دهخدا
ام کعب.[ اُم ْ م ِ ک َ ] ( اِخ ) نام دو تن از زنان صحابی بوده. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 272 شود.
ام کعب.[ اُم ْ م ِ ک َ ] ( اِخ ) نام دو تن از زنان صحابی بوده. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 272 شود.
نام دو تن از زنان صحابی بوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و روایت ابی کعب است از رسول خدا که: هر که سورة المائدة بر خواند وی را بعدد هر جهودی و ترسایی که در دنیا است ده نیکی بنویسند، و ده بدی از دیوان وی برگیرند، و ده درجه در بهشت وی را بیفزایند. و در این سورة نه آیت منسوخ است چنان که رسیم بآن شرح دهیم، و شانزده جایگاه گفت در این سورة که: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا.
💡 این کعبتین بینقش آورد سر به کعبم تا بر دو کعبه گشتم چون کعب مدح گستر
💡 روستای ُمگرن۱ یا «خَسرَج مِزبان» در ۴۸ کیلومتر بعد اهواز ناحیه ی عبدالخان و پشت روستای «فهد کعب عمیر»، است. فاصله این روستا تا اتوبان اهواز - اندیمشک بیش از سه کیلومتر جاده خاکی است.
💡 کعب همت به ساق عرش رساند این دو تن عقل و دین که من دارم
💡 در نبی نام اوست لهو لعب غیر طاعات و خیر سهو و کعب
💡 جشن عرب به سال درو اختران چرخ نقش مهین کعب ببین این نکو سرشت