راه گشودن
مترادفها
باز کردن راه، هموار کردن
متضادها
راه بستن، سد کردن
لغت نامه دهخدا
راه گشودن. [ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) راه گشادن. مقابل راه بستن. ( ارمغان آصفی ). و رجوع به راه گشادن شود.
فرهنگ فارسی
راه گشادن. مقابل راه بستن.
جمله سازی با راه گشودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 براساس کارنامه اردشیر بابکان و تاریخ طبری، شاپور در منابع به عنوان شاهی بسیار زورمند و توانگر شناخته شدهاست و بیشتر ایرانیان به خاطر جنگاوریاش لقب شاپور سپاهی را به او دادهاند. در خصوص چهره او طبق گفتهٔ تاریخ طبری، زیبایی وی چنان بود که افسانهای میگوید، نضیره، دختر ضیزن، چون از بالای دیوار دژ پدرش، شاپور را دیده بود، چنان شیفته تنومندی و زیبایی او شده که خود به شاپور پیغام داد که اگر وی را به همسری گیرد، راه گشودن دژ را به ایرانیان نشان خواهد داد. همچنین وی در یکی از سنگنوشتههای خود در حاجیآباد، در نزدیکی نقش رستم، به خود میبالد که چگونه پیش چشم شهرداران، ویسپوهران، بزرگان و آزادان، نیرومندی خود را در تیراندازی به رخ همگان کشیدهاست.
💡 مذاکرات دیپلماتیک میان دو کشور همسایه با هدف راه گشودن مسیر صلح و همکاریهای اقتصادی، از هفته گذشته در یک کشور بیطرف آغاز شده است.
💡 توسعه زیرساختهای حملونقل ریلی میتواند راه گشودن مسیرهای جدید برای تجارت بینالمللی و کاهش هزینههای جابهجایی کالا در منطقه را به دنبال داشته باشد.
💡 آموزش صحیح و مهارتآموزی جوانان، در واقع همان راه گشودن درهای موفقیت و آیندهای روشن برای جامعه و پیشرفت اقتصادی کشور در درازمدت است.