راهگشای

لغت نامه دهخدا

راهگشای. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) راه گشا. که راه را بگشاید. که راه باز کند:
گفت کای رخنه بند راهگشای
دولتت بر مراد راه گشای.نظامی.و رجوع به راه گشادن و راه گشودن شود.

فرهنگ فارسی

راه گشا. که راه را بگشاید. که راه باز کند.

جمله سازی با راهگشای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابوالفضل فاتح، پایه‌گذار خبرگزاری ایسنا در سال ۱۳۸۷ در مقاله‌ای با عنوان «پیشنهادهایی برای بهبود نظام رسانه‌ای کشور» برای نخستین بار به به طرح مدلی باعنوان «مدل بینابینی» پرداخته و آن را راهگشای عبور از وضعیت انفعالی نظام رسانه‌ای در ایران دانسته‌است. در بخشی از این مقاله دربارهٔ ایسنای دوران اصلاحات آمده‌است: «مدل بینابینی - که شالودهٔ آن را تلفیق مزیت‌های فناوری‌های نوین با اهداف و نیازهای ملی شکل داده - در جوامعی با خصلت‌های فرهنگی ایران می‌تواند راهگشای بسیاری از مشکلات بوده و مانع انفعال دربرابر رسانه‌ها شود.

💡 سینه کلوب ایران در آبان ۱۳۳۸ نخستین فستیوال بین‌المللی فیلم را در ایران برگزار کرد. این جشنواره که در سینما نیاگارا (سینما جمهوری کنونی) برگزار گردید، راهگشای جشنواره‌های بعدی سینمایی از جمله جشنواره جهانی فیلم تهران شد که توسط وزارت فرهنگ و هنر برگزار می‌شد. کار سینه کلوب ایران پس از برگزاری دوره نخست جشنواره فیلم، بر اثر دخالت‌های مکرر ساواک به تعطیلی انجامید.

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز