ام معمر

لغت نامه دهخدا

ام معمر. [ اُم ْ م ِ ؟ ] ( ع اِ مرکب ) شب. || دبر. ( از المرصع ).
ام معمر. [ اُم ْ م ِ م َ م َ ] ( اِخ )لُبنی، دختر حباب کلبی، معشوقه قیس بن ذریح برادر رضاعی حسین بن علی ( ع ) بود. مؤلف ریحانة الادب نویسد: ظن قوی میرود اشعاری که گوینده آنها معشوقه خود رابه کنیه ام معمر مخاطب داشته از همین قیس بن ذریح باشد که درباره معشوقه خود گفته و باشتباه آنها را به قیس بن ملوح ( مجنون عامری ) نسبت داده اند. و رجوع به ریحانة الادب ج 6 ص 242 و خیرات حسان ج 3 ص 49 شود.
ام معمر. [ اُم ْ م ِ م َ م َ ] ( اِخ ) رجوع به ام مالک ( عامریه ) شود.

فرهنگ فارسی

لبنی دختر حباب کلبی معشوقه قیس بن ذریح برادر رضاعی حسین بن علی ( ع ) بود.

جمله سازی با ام معمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عدل ورزا خسروا پیوند عمرت باد عدل کز جهان عدل است و بس کاو را معمر ساختند

💡 زان چه با تازه جوانان کند امروز مگر انتقامی خوش از آن پیر معمر گیریم

💡 به عمر خویش ندیدند پادشاه چو تو ز پادشاهان این دو معمر آتش و آب

💡 از گذشت مصطفای مجتبی جز مرتضی عالم دین را نیارد کس معمر داشتن

💡 در ۱۹ نوامبر، سیف‌الاسلام قذافی، پسر معمر قذافی، سرانجام پس از پنهان شدن در نیجریه، دستگیر شد.

💡 جرم کیوان آن معمر هندوی باریک‌بین پاسبان تو نشاندی هر شبی بر منظری