دلشدگان

لغت نامه دهخدا

دلشدگان. [ دِ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ج ِدلشده. مردم پریشان و مضطرب: بر کران آب فرود آمدیم بی ترتیب چون دلشدگان. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 634 ). || عاشقان. شیفتگان:
از اشک دلشدگان گوهرنثار زمین
وز آه سوختگان عنبربخار هوا.خاقانی.آنکه از سنبل او غالیه تابی دارد
باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد.حافظ.دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد.حافظ.بس تجربه کردیم درین دیر مکافات
با دلشدگان هرکه در افتاد برافتاد.خواجه شیراز ( از آنندراج ).رجوع به دلشده شود.

فرهنگ فارسی

جمع دلشده. مردم پریشان و مضطرب.

جمله سازی با دلشدگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوست در خانه و ما را خبری نیست دریغ طالع دلشدگان را اثری نیست دریغ

💡 آوازها و تصنیف‌های ساخته‌شده برای این فیلم، بعداً در آلبومی به نام دلشدگان منتشر شد.

💡 در هزاردستان تابلوی شهر قدیم مشهد، در کمال‌الملک بازسازی تمام تابلوهای کمال‌الملک از جمله تالار آینه، در دلشدگان پرتره‌ای از لیلا حاتمی از آثار حجت‌الله شکیبا هستند که این آخری در حراج کریستی لندن به فروش رفت.

💡 هر آنکه جان و سر اندر سر هوای تو کرد ز خیل دلشدگان سر فراز برخیزد

💡 دلشدگان فیلمی در ژانر درام تاریخی به کارگردانی علی حاتمی محصول سال ۱۳۷۰ است. حاتمی نه تنها کارگردان این فیلم، بلکه نویسندهٔ فیلم‌نامه، تهیه‌کننده و طراح صحنهٔ آن نیز بوده‌است.

💡 دل و جان، از دو نگه میبری و دلشدگان یک نگه دیده و در حسرت دیگر نگهند

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز