لغت نامه دهخدا
دیر مکافات. [ دَ رِ م ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از دنیا و عالم سفلی باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). دار مکافات. این جهان. دنیا. ( یادداشت مؤلف ):
بس تجربه کردیم در این دیر مکافات
با دردکشان هر که درافتاد برافتاد.حافظ.
دیر مکافات. [ دَ رِ م ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از دنیا و عالم سفلی باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). دار مکافات. این جهان. دنیا. ( یادداشت مؤلف ):
بس تجربه کردیم در این دیر مکافات
با دردکشان هر که درافتاد برافتاد.حافظ.
💡 مجو مطلق درین دیر مکافات که مطلق نیست جز نورالسموات
💡 نگنجد اندرین دیر مکافات جهان او را مقامی از مقامات
💡 بس تجربه کردم در این دیر مکافات با آل نبی هر که در افتاد بر افتاد