گیر و ده

لغت نامه دهخدا

گیر و ده. [رُ دِه ْ ] ( اِمص مرکب، اِ مرکب ) در لغت بگیر و بده. || بمجاز آشوب و همهمه جنگ:
کمان را بفرمود کردن بزه
برآمد خروشیدن گیر وده.فردوسی.

جمله سازی با گیر و ده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون بود تو با بود قناعت پیوست خواهی همه نیست گیر و خواهی همه هست

💡 یک بوسه زلعل خویش کم گیر و ببخش زنهار روا مدار تقصیر و ببخش

💡 آنها که صرف راه تو کردند نقد عمر از گیر و دار روز حسابند در امان

💡 فرهادی بیش از همه به خاطر فیلمنامه‌های نفس گیر و غافلگیرکننده اش مشهور است.

💡 ترا زین همه شاهی و گیر و دار نخواهد بُدن بهره جز تیر و دار

💡 به حق گیر و به حق دار و به حق خور که سر روزه این‌ست ای برادر

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز