توشیع

لغت نامه دهخدا

توشیع. [ ت َ ] ( ع مص ) رقم کردن جامه. ( تاج المصادر بیهقی ). نگار کردن جامه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || پنبه زدن و درپیچیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). باغنده ساختن پنبه را بعد زدن یادر ابهام و خنصر پیچیدن رشته را تا درنی و زعوته داخل نمایند. || برآمدن سپیدی موی بر سر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || در فن بیان نوعی از اطناب است به حسب ایضاح بعد از ابهام و آن، آن است که در عجز کلام اسمی مثنی آید و بدو اسم تفسیر شود یکی معطوف بر دیگری چون: یشیب ابن آدم و یشب فیه خصلتان، الحرص و طول الامل. ( از تعریفات جرجانی و کشاف اصطلاحات الفنون ).

فرهنگ عمید

نگار کردن جامه.

فرهنگ فارسی

رقم کردن جامه. نگار کردن جامه. یا پنبه زدن و در هم پیچیدن.

جمله سازی با توشیع

💡 از تأسیسات و کارخانه‌های مهم آن‌وقت کارخانه نساجی گلبهار، نساجی بگرامی، نساجی افغان، پشمینه بافی، نختابی کابل، بوت آهو، پشمینه بافی قندهار، کود و برق مزارشریف، صابون سازی، سیلوها، کارخانه سمنت غوری، جبل‌سراج، و هرات، دوچرخه‌سازی پامیر، پلاستیک سازی‌ها، دستگاه ساختمانی هلمند، افغانی، بنائی، سپین غر، راه میدان سازی، کارخانه پایه سازی، تصدی جنگلک، کارخانه حجاری بتون، کارخانه حجاری و نجاری، کابل فلز، خشکه شویی‌ها، کامازها، افسوتر، کارخانه‌های کشمش پاک‌کنی، بانک‌ها، شرکت‌های صادراتی بین‌المللی، بنادر تجاری، سفارت خانه‌ها، وزارت خانه‌ها، تأسیسات و بناهای دولتی، کارخانه شکر بغلان، کارخانه جین و پرس مزارشریف، کارخانه روغن‌سازی سپین زر، استخراج زغال‌سنگ وسایر معادن، ایجاد مکاتب و لیسه‌ها، توزیع کوپن مواد اولیه به مأمورین، توشیع قوانین، قوای مسلح مجهز، تشکیل احزاب سیاسی، تعاونی‌ها و اتحادیه‌های صنفی، مطابع، میدان‌های هوایی، محلات رهایشی، شرکت صادراتی قالین، قره قل و غیره می‌باشد.

💡 بانک مرکزی افغانستان و نظام بانکداری افغانستان با روی کار شدن دولت جدید جمهوری اسلامی افغانستان خصوصاً بعد از توشیع قوانین جدید د افغانستان بانک و قانون پول و بانکداری وارد مرحله جدید شد.