دیسکت
مترادفها
دیسک
فرهنگ معین
(کِ ) [ فر. ] (اِ. ) صفحه ای از جنس پلاستیک با پوششی مغناطیسی برای ذخیرة اطلاعات در کامپیوتر.
ویکی واژه
صفحهای از جنس پلاستیک با پوششی مغناطیسی برای ذخیرة اطلاعات در کامپیو
جمله سازی با دیسکت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ۷۹/۶/۲۴ - حمله به یک کتابفروشی در اصفهان که در پی آن ۷۰۰ جلد کتاب، تعدادی مجله و دیسکت را توقیف کردند.
💡 در گذشته، ما برای ذخیره کردن فایلهای کوچک و انتقال دادهها بین کامپیوترها، از یک دیسکت با ظرفیت بسیار کم استفاده میکردیم.
💡 او تمام اطلاعات مهم پروژه خود را روی یک دیسکت ذخیره کرده بود، اما متأسفانه آن دیسکت به سرعت آسیب دید و از کار افتاد.
💡 برای باز کردن آن فایل قدیمی، من باید به دنبال یک درایو قدیمی میگشتم که بتواند دیسکت را بخواند و اطلاعات را منتقل کند.