ثائر

لغت نامه دهخدا

ثائر. [ ءِ ] ( ع ص، اِ ) نعت فاعلی از ثور و ثوران. || کینه کشنده دوست یا خویشاوند. کینه خواهی که آرام نگیرد تا قصاص نیابد. کینه کشنده. قصاص کننده. || خشم. غضب. یقال: ثار ثائره؛ أی هاج. || ثائرالرأس؛ ژولیده و پریشان موی.

فرهنگ عمید

منتشرشونده، برانگیخته شونده.

فرهنگ فارسی

۱- ( اسم ) کینه کشنده قصاص کننده. ۲- خشم غضب.
نعت فاعلی از ثور و ثوران کینه کشنده دوست یا خویشاوند کینه خواهی که آرام نگیرد تا قصاص نیابد.

جمله سازی با ثائر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ثائر البواب (عربی: ثائر فايد بواب؛ زاده ۱ مارس ۱۹۸۵) یک بازیکن فوتبال اهل اردن است.

💡 این شهر در اواخر قرن سوم هجری‌قمری مرکز حکمرانی علویان در گیلان (دوران حکومت ناصر کبیر) بود و در قرون چهارم تا هشتم هجری قمری مرکز حکمرانی علویان هوسم (موسس: سید ابوجعفر ابیض معروف به ثائر فی الله یا سید ابیض) بوده‌ است.

💡 استندار رویان شخصی به نام ابوالفضل ثائر علوی را که لشکر آل بویه را شکست داده بود به چالوس برده و در آنجا نشانده است

💡 بقعه سید ابوجعفر ثائری ابیض مربوط به سدهٔ نهم ه‍.ق است و در شهرستان رودسر، چابکسر، روستای میانده واقع شده و این اثر در تاریخ ۴ تیر ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۰۵۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این بقعه متعلق به ابوالفضل (ابوطالب) جعفربن محمد، الثائر فی اللّه، فرمانروای علوی زیدی هُوسَمْ در نیمه اول قرن چهارم است.

باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز