ابوالمنذر

لغت نامه دهخدا

ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] ( ع اِ مرکب ) خروه. ( مهذب الأسماء ). رنگین تاج. گال. دیک. خروس. ابوالنبهان. ابوالیقظان. ابوسلیمان. || مرغ خانگی. || سیاه گوش. فرانق. پروانه. قره قلاق. تُفّه. پروانک. عناق الارض. غُنجل. عناق. چاووش. وَبَر ( ؟ ) و آن شبیه بشغال است. و گویند او پیشاپیش شیر رود و هرجای که آنرا بینند دانند که شیر در آن نزدیکی است.و صاحب المرصع معنی تدرج نیز بر کلمه افزوده است.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] ( اِخ ) صحابی است.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] ( اِخ ) محدث است. اواز ابی اسیّد و از او ابن ابی نمر روایت کرده است.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] ( اِخ ) ابی بن کعب بن قیس بن عبید. صحابی است. رجوع به ابی بن کعب... شود.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] ( اِخ ) اسماعیل بن منذرالواسطی. محدث است و زیدبن حباب از او روایت کند.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] ( اِخ ) انصاری. یزیدبن عامربن حدیدة. صحابی است و غزوه بدر را دریافته است.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] ( اِخ ) براد. تابعی است و از ابی امیه مردی از انصار، روایت کند.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ]( اِخ ) بشربن عمرو عبدی. صحابی است. ملقب به جارو.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] ( اِخ ) جارو. رجوع به ابوالمنذر بشر... شود.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ]( اِخ ) حسین. محدث است و از یزید رقاشی روایت کند.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] ( اِخ ) داودبن علیة الکندی. محدث است و شاذان از او روایت کند.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] ( اِخ ) راشدبن عمرو البجلی. محدث است.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] ( اِخ ) زُهیربن محمد خراسانی. محدث است.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ]( اِخ ) سلام بصری. او را قرائتی است. ( ابن الندیم ).
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] ( اِخ ) سیدالقرّاء خزرجی الأنصاری. رجوع به سیدالقراء خزرجی انصاری شود.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] ( اِخ ) ظهیربن محمد. محدث است.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] ( اِخ ) علی بن حسین بن ظریف. رجوع به علی بن حسین... شود.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] ( اِخ ) عمروبن مجمع کوفی. محدث است.
ابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] ( اِخ ) محمدبن عبدالرحمن الطفاوی. محدث است.

جمله سازی با ابوالمنذر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهران بن افراس بن حلف بن خثم بن انمار بن ارش بن عمرو بن الغوث بن نبات بن مالک بن زید بن کحلان بن سبا، و این نظر ابن الکلبی، خلیفه بن خیاط، آل یعقوبی، ابن عساکر است. ابن حزم و ابوالمنذر السحری و اکثر نسب شناسان.

💡 ابن عبد ربه گويد: ابوالمنذر هشام بن محمد كلبى گفت: عمر مردى را به سوى شام مىفرستد، و به او دستور مى دهد: سعد را به بيعت دعوت كند، و اگر امتناع ورزد او رابكشد، آن مرد به سوى شام مى رود، و در حوران شام با سعد ملاقات مى كند، و او را بهبيعت دعوت مى نمايد، و او نمى پذيرد، و بعد از آن سعد را مورد هدف قرار داده با تير اورا مى كشد.(774)

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز