قلاق

لغت نامه دهخدا

قلاق. [ ق ُ ] ( ترکی، اِ ) گوش. ( آنندراج ).
قلاق. [ق َ ] ( اِ ) معرب کلاغ. ( لغت محلی شوشتر، خطی: راق ).

جمله سازی با قلاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بازی محلی زیارتیها هفت سنگ، چولی، لپر، چقرچقر، توشله، هاشق، پاره، اکلو، قلاق چکمه و… می‌شود نام برد. که در قدیم بازی مورد علاقه کودکان وبزرگترها بود.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز