تلد

لغت نامه دهخدا

تلد. [ ت ُ ] ( ص ) هر چیز آماسیده. ( ناظم الاطباء ).
تلد. [ ت َ / ت ُ / ت َ ل َ ] ( ع اِ ) مال قدیمی موروثی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بهره، ثروت: لا له ُ ولد و لاتلد؛ او را نه فرزندی است و نه مالی. ( از دزی ج 1 ص 150 ). همه مال قدیم، مانند تالد و خلاف آن طارف و طریف است و تا در این باب مبدل واو است. ( از اقرب الموارد ). || ستوری که پیش صاحبش زاده یا نتاج داده باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
تلد. [ ت ُ ] ( ع اِ ) چوزه عقاب. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تلد. [ ت َ ل َ ] ( ع ص، اِ ) آنکه در عجم زاده و به عرب پرورش یافته باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
تلد. [ ت َ ل َ ]( ع مص ) تلد فی بنی فلان تلداً ( از باب سمع و نصر ). اقامت کردن در بنی فلان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

اقامت مردن در بنی فلان.

جمله سازی با تلد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 33-  شنشنة اعفها من اخزم هل تلد حية الا الحية اين جمله در ميان عربها ضربالمثل است معمولا به افراد شجاع و زيرك گفته مى شود.

💡 ((و معلوم ان اولادها بضعة منها فيكونون بواسطتها بضعة منه و من ثم لم رات امالفضل فى النوم ان بضعة منه وضعت فى حجرها، اولهارسول الله بان تلد فاطمه غلاما، فيوضع فى حجرها،فكل من يشاهد الان من ذريتها، بضعة من تلك البضعة، و ان تعددت الوسائط، و منتامل ذلك انبعث فى قلبه داعى الاجلال لهم، و تجنب بغضهم على اىحال كانوا عليه ))

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز